تنها چند ساعت بعد از اکران باباکرم، مامان بزرگ برای همیشه پر کشید و رفت. البته من نصف روز بعد و زمانی که مشغول ریاستوری کردن استوریهای باباکرم دوستانم بودم،…
باباکرم بلاخره تموم شد البته تقریبا یک سالی هست که فیلم تموم شده، اما به دلیل سانسور، عدم دریافت مجوز، وقایع دی ماه و جنگ تا امروز نشد اکرانش کنیم…
پیش نوشت: این یادداشت پیش نوشت متفاوتی با سایر یادداشتها خواهد داشت. چرا که سرویس وبلاگ بیان از دسترس خارج شده. من ۲۷۰ نوشته وبلاگ داشتم. ۹ سال بود که…
پیش نوشت: گفتن این وبلاگ قراره برای همیشه بسته بشه. به عبارت بهتر، سرویس وبلاگ بیان داره برای همیشه بسته میشه. چند روزی شوکه بودم. اما به خودم گفتم، وسط جنگه…
پیش نوشت: گفتن این وبلاگ قراره برای همیشه بسته بشه. به عبارت بهتر، سرویس وبلاگ بیان داره برای همیشه بسته میشه. چند روزی شوکه بودم. اما به خودم گفتم، وسط جنگه…
پیش نوشت: گفتن این وبلاگ قراره برای همیشه بسته بشه. به عبارت بهتر، سرویس وبلاگ بیان داره برای همیشه بسته میشه. چند روزی شوکه بودم. اما به خودم گفتم، وسط جنگه…
دیروز مستند کوتاهی به اسم نجوای چیزها روی پلتفرم هاشور دیدم و برام تجربه لذت بخشی بود. گفتم به بهونه نجوای چیزها وبلاگم رو پس از ماهها بروز کنم. ماههایی…
راستش شاید یه روزی از این حرفایی که میزنم پشیمون بشم،ولی دلم خواست یه جایی ثبتشون کنم که اگه بعدها با خودم گفتم»این چه غلطی بود تو زندگیم؟ چرا این…
یه چیز جالبی که فهمیدم اینه که صدای ذهن آدمها در هنگام انجام اکتهای روزانه با هم فرق میکنه و این ماجرا به شدت در احساس رضایت، حسشون نسبت به…