ایام جنگ برای اینکه خودم رو کمی سرگرم کنم و کمتر استرس بکشم شروع کردم به باز کردن پیچ و مهرههای یکی از فیلمهای مورد علاقهام املی، اثر ژان پیر…
بعد از چهار پنج سال دوباره دوربین گرفتم دستم. میگن خوبی مردن اینه که بعدش مطمئنی هرچی بشه، دیگه نمیمیری. مردهها را نمیتوان کشت این اسم اشاره داره به یک…
اگه بخوام صادق باشم، مشکل اصلی من، خود گزارشنویسی روزانه نبود؛ مشکل، نوع نگاه و شیوهای بود که برای این کار انتخاب کرده بودم. روشی که قرار بود کمکم کنه…
امسال تصمیم گرفتم کارهایی که در گذشته ساختم اما منتشر نکردم رو در قالب یکی نبود منتشر کنم امسال قراره حرف بزنم و از سمت خودم با آدمها ارتباط برقرار…
تو فیلم "دست خدای" سورنتینو، یکی از شخصیتها جملهای از فدریکو فلینی نقل میکنه که خیلی دوسش دارم. یه خبرنگار از فلینی، کارگردان بزرگ سینما، میپرسه: «سینما چیه؟» (احتمالاً انتظار…
هرگز هیچ وقت تصور نمیکردم خودم دو دستی در بدترین زمان و وضعیت ممکن دست به انتشار پروژهای بزنم که حداقل به زعم خودم آخرین تیرم در مسیر آرتیست شدنه…
پیش نوشت: ۱۲ بهمن یک لینک جدید که صحبتهای قطبی زاده دربارهی فیلمه رو به این پست اضافه کردم. امروز دوباره نشستم به دیدن اوندین چشم نتونستم بردارم از فیلم…
این چند ماه که دوره آموزشی سربازی بودم وقتی که خسته و کوفته، آخر هفتهها برای چند ساعت از پادگان میاومدم خونه در اون فشار شدید زمانی که حتی بین حمام…
بلاخره تموم شد ۳ سال طول کشید تا بتونم روایت کنم چی میشه آدم از این حس به یه نفر دیگه می رسه به این حس که رابطه ما خاله…