ESC را فشار دهید تا بسته شود

املی

ایام جنگ برای اینکه خودم رو کمی سرگرم کنم و کمتر استرس بکشم شروع کردم به باز کردن پیچ و مهره‌های یکی از فیلم‌های مورد علاقه‌ام املی، اثر ژان پیر…

مرده‌ها را نمی‌توان کشت

بعد از چهار پنج سال دوباره دوربین گرفتم دستم. میگن خوبی مردن اینه که بعدش مطمئنی هرچی بشه، دیگه نمی‌میری. مرده‌ها را نمی‌توان کشت این اسم اشاره داره به یک…

گزارشی درباره گزارش نویسی

اگه بخوام صادق باشم، مشکل اصلی من، خود گزارش‌نویسی روزانه نبود؛ مشکل، نوع نگاه و شیوه‌ای بود که برای این کار انتخاب کرده بودم. روشی که قرار بود کمکم کنه…

انتشار، استراتژی محوری سال ۱۴۰۴

امسال تصمیم گرفتم کارهایی که در گذشته ساختم اما منتشر نکردم رو در قالب یکی نبود منتشر کنم امسال قراره حرف بزنم و از سمت خودم با آدم‌ها ارتباط برقرار…

حواس پرتی خوب

تو فیلم "دست خدای" سورنتینو، یکی از شخصیت‌ها جمله‌ای از فدریکو فلینی نقل می‌کنه که خیلی دوسش دارم. یه خبرنگار از فلینی، کارگردان بزرگ سینما، می‌پرسه: «سینما چیه؟» (احتمالاً انتظار…

آغاز انتشار پادکست یکی نبود

هرگز هیچ وقت تصور نمی‌کردم خودم دو دستی در بدترین زمان و وضعیت ممکن دست به انتشار پروژه‌ای بزنم که حداقل به زعم خودم آخرین تیرم در مسیر آرتیست شدنه…

اوندین پتزولد

پیش نوشت: ۱۲ بهمن یک لینک جدید که صحبت‌های قطبی زاده درباره‌ی فیلمه رو به این پست اضافه کردم. امروز دوباره نشستم به دیدن اوندین چشم نتونستم بردارم از فیلم…

برای آقا معلم

این چند ماه که دوره آموزشی سربازی بودم وقتی که خسته و کوفته، آخر هفته‌ها برای چند ساعت از پادگان می‌اومدم خونه در اون فشار شدید زمانی که حتی بین حمام…

اتمام خاطرات خیالی پس از سه سال

بلاخره تموم شد ۳ سال طول کشید تا بتونم روایت کنم چی میشه آدم از این حس به یه نفر دیگه می رسه به این حس که رابطه ما خاله…

logo

قصه‌ها از بودن آغاز می‌شوند.
بودن آدم‌ها، بودن چیزها.

اما زندگی واقعی بیشتر از آنکه قصهٔ بودن‌ها باشد،
قصهٔ نبودن‌هاست.

«یکی نبود»
روایتی است از این گوشهٔ خاورمیانه.