ESC را فشار دهید تا بسته شود

ضربان صد و بیست

یکی بود ، یکی نبود تو یه شهری که نمی دونیم کجا بوده و تو زمانی که نمی دونیم چه وقتی بوده ، پسری زندگی می کرد که توسط جادوگر…

سیب

انقلابی ترین سخن بشریت ، "من" بودن اوست. انسان رشد کرد، به خاطر اینکه سیب را گاز زد  انسان از بهشت رانده شد ،  اما هستی را به هستی آورد.…

smile thief

I was happily sitting near a tree and watching how time flies. Suddenly, I saw a strange man. He was walking and carrying a sack. If you listen accurately, you…

لبخند

 یک پزشک داستان کوتاه فوق العاده ای باز نشر کرده که انقدر زیبا بود که نتونستم جلوی خودم رو بابت انتشار مجددش اینجا بگیرم.   لبخند اثر ری برادبری  …

Britain angle

Three years ago, when I was driving down the Shariati street and watching other cars and drivers.  down the road, there was a roundabout. Suddenly I saw a gorgeous girl.…

امیدوار بود آدمى به خیر کسان مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان!

داشتم فکر می کردم که چی اتفاقی میوفته که آدم ها از چیزی نا امید میشن. چی میشه که دلسرد میشیم و دیگه از ریسمون سیاه و سفید هم (…

من نگهدار جمالی ، وسترن میسازم

فیلم " من نگهدار جمالی ، وسترن میسازم"  با یک ایده ی بی نظیر آغاز می شود. فردی از طبقات پایین شیراز که خود را این گونه معرفی می کند:…

سایه بازی

سایه بازی ، یکی از قدیمی ترین گونه های تئاتره که به دلیل ساده بودن ظاهری اش، بسیار مورد توجهه و من هم ، این چند روز کمی وقت گذاشتم…

خداحافظی از تدکس

تقریبا فک کنمسه سال پیش ، یه همچین روزایی بود که واسه حضور تو رویداد تدکس تهران داوطلب شدم.تو این مدت در سه رویداد شرکت کردم که البته با اختلاف…

logo

قصه‌ها از بودن آغاز می‌شوند.
بودن آدم‌ها، بودن چیزها.

اما زندگی واقعی بیشتر از آنکه قصهٔ بودن‌ها باشد،
قصهٔ نبودن‌هاست.

«یکی نبود»
روایتی است از این گوشهٔ خاورمیانه.