نصف یک بطری حاوی یک مایع سفید رنگ رو یک جا خورم و با دستم…
دستش را دور ماژیک وایت برد گره می کند،با دست دیگرش ، گوشی تلفن همراهش…
پیش نوشت :مدت زمان زیادی هست که کمتر می نویسم. اگر بخوام بهونه بگیرم ،…
یه توپ هرگز لحظه ی بدنیا اومدنش رو از یاد نمی بره منظورم همون لحظه…
بهش گفتم دو ساعت این وسط تایم اضافه داریم. چه کنیم؟ خندید خیلی می خنده…
نوشتهی بهزاد وفاخواه بدون زمان و مکانش معنی ندارد. سالهای انتهای دهه شصت است و…
دعوت به همکاری در استارتاپ "شیرینی تمام" می گه می خواد استارتاپ "شیرینی تمام" راه…
یک پزشک داستان کوتاه فوق العاده ای باز نشر کرده که انقدر زیبا بود که…
"آب قعطه!" اینو گفت و رفت! عجیب بود! دمپایی لا انگشتی! یه شلوارک و یه…