ESC را فشار دهید تا بسته شود

Black Mirror

هرچند که احتمالا باید بعد از این همه مدت که خبری ازم اینجا نبوده ، یه پست خیلی درست و حسابی راجع به یه اتفاق درست حسابی تر بزارم ،…

نامه ای به یک بهرام توکلی

آقای توکلی سلام ابتدا می خواستم برایتان نامه بنویسم و بگویم من دلیل اینکه چطور کارگردانی از فیلم عالی پرسه در مه به فیلم  بد تختی می رسد را فهمیدم…

پرسه در مه

بعضی وقتا خصوصا تو روزای بارونی فک می کنم شخصیت امین توی پرسه در مه بهرام توکلی زبان حال خیلی هاست داستان وقتی جالب می شه که بهتون بگم سرانجام…

شارلاتانیسم آغشته به ریاکاری یا معصومانه و صادقانه

استفاده از کودک در سینمای ایران شارلاتانیسمی آغشته به ریاکاری یا سینمای معصومانه صادقانه سینمای دهه ی هفتاد را (بعلاوه ی  چند سال بعد و چند سال قبل از این…

کاشکی من دایناسورت بودم

دلم برای دنیای کلاه قرمزی و پسرخاله تنگ شده برای دنیایی که تلخ ترین شخصیتش ، یه دایناسور فانتزی بود! واسه حمیده خیرآبادی با اون خبه خبه گفتناش واسه فاطمه…

پله آخر

بعضی وقت ها فکر می کنم پله ی آخر بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران است

غروب

بهش گفتم دو ساعت این وسط تایم اضافه داریم. چه کنیم؟ خندید خیلی می خنده ، هر موقع می دونه باید چی بگه ، می خنده ، هرموقع نمی دونه…

ترانه‌ای از حسن زیرک

نوشته‌‌ی بهزاد وفاخواه بدون زمان و مکانش معنی ندارد. سال‌های انتهای دهه شصت است و یکی از خیابان‌های بانه. سه تا بچه نه ده ساله یک بلندگوی دستی، احتمالا از…

مورد عجیب بنجامین باتن

بنجامین باتن ، یادگار اول دبیرستانمه، اولین فیلمیه که سی دی بدون سانسورش رو گرفتم، یادمه تمام مدت می ترسیدم پلیس بگیردم و حواسم بود، موقع خریدن کسی نبینتم تا…

logo

قصه‌ها از بودن آغاز می‌شوند.
بودن آدم‌ها، بودن چیزها.

اما زندگی واقعی بیشتر از آنکه قصهٔ بودن‌ها باشد،
قصهٔ نبودن‌هاست.

«یکی نبود»
روایتی است از این گوشهٔ خاورمیانه.