چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم
دلم رمیده شد و غافلم من درویش که آن شکاری سرگشته را چه آمد…
بهترین کاری که میشه کرد
مصلحت دیدن من آنست که یاران همه کار بگذارند و خم طره ی یاری گیرند…
دلم رمیده شد و غافلم من درویش که آن شکاری سرگشته را چه آمد…
مصلحت دیدن من آنست که یاران همه کار بگذارند و خم طره ی یاری گیرند…