ESC را فشار دهید تا بسته شود

شبکه های اجتماعی ، یک مدیوم جدید ۱

معمولا جریان های اجتماعی به این دلیل که ما هم خودمون جزیی از جریان هستیم ، درست دیده نمیشن و آدم ها متوجهی نیستن چه اتفاقی در حال افتادنه. این…

استرالیا

دیشب داشتم همه چیز رو یه جور دیگه می دیدم. با جزییات بیشتر ، با نور خوشگلتر اصن احساس می کردم حالت عادی ندارم تا حالا شده شب رو به…

تاریکی

چراغ رو که بستم   یهو همه جا تاریک شد   تاریکه تاریکه تاریک   ترسیدم   نمی دونم چرا   نمی دونم از کی یا از چی   من…

دغدغه ی این روزا

فک کنم خیلی معلومه که یه مدته هیچ حرفی برای گفتن ندارم. نمی دونم که این خوبه که حرفی برای گفتن نداشته باشی یا نه ولی دارم می خونم ،…

بهترین کاری که میشه کرد

مصلحت دیدن من آنست که یاران همه کار بگذارند و خم طره ی یاری گیرند   حافظ

بعد از سفر

راستش اومدم از داستان سفر اخیرم بگم. از داستان کاری که خیلی سال بود میخواستم انجامش بدم و بلاخره ، اخیرا به  بهترین شکل ممکن انجام شد. ولی راستش دیدم…

شغل برای حیات

پیش نوشت:محمود دولت آبادی قرار بود در تداکس جوانان تهران سخنرانی کند و حتی ما تا لحظه ی آخر هم انتظار داشتیم ایشان تشریف بیاورند،  اما بدلیل کسالتی که براشون…

هزاردستان

هرچند با توجه به تعداد آثار اندکی که دیدم، واقعا خیلی زوده که بخوام درباره ی خود علی حاتمی و سینماش اظهار نظر کنم. اما فکر می کنم ، اظهار…

خواب

دلم می خواد یه اعترافی بکنم اصن آدم اعتراف که می کنه هااا سبک میشه یه باری از بارهاش کم میشه اصن تصور کنید اگه شخصیت اول داستان جنایت و…

logo

قصه‌ها از بودن آغاز می‌شوند.
بودن آدم‌ها، بودن چیزها.

اما زندگی واقعی بیشتر از آنکه قصهٔ بودن‌ها باشد،
قصهٔ نبودن‌هاست.

«یکی نبود»
روایتی است از این گوشهٔ خاورمیانه.