ESC را فشار دهید تا بسته شود

سوتفاهم و صالحان

پی نوشت: این یادداشت ، یادداشتیه که به واسطه ی مشق!!! استاد گرامی در مقطع کارشناسی ارشد مجبور شدم انجام بدم. پس اگر از این به بعد با یه سری…

جستار نویسی ، این هم مثالی دیگر و از دو که حرف می زنم ، از چه حرف می زنم

چند وقتی هست که درباره ی جستار و جستار نویسی ،  خصوصا در بین بلاگرها زیاد میشه شنید به همین دلیل کنجکاوی ام گل کرد که برم ببینم این جستار…

کنترل کلاس ها

دستش را دور ماژیک وایت برد گره می کند،با دست دیگرش ، گوشی تلفن همراهش را نگه داشته و مقابل در کلاس ۶۰۹ ایستاده است.  در همان حین که مشغول…

معضلی بزرگ به نام بد محضری

چند وقت قبل ، زمانی که به دفتر فیلمسازی یکی از بهترین تهیه کننده های تلویزیون برای انجام پروژه ای رفت و آمد داشتم ، قرار شد کار تدوین مجموعه…

مغول های پرویز کیمیاوی

پیش نوشت:این یادداشت نخستین یادداشت از مجموعه یادداشت هایی است که بنا دارم در خصوص سینمای جریان آلترنیتیو و تجربی سینمای ایران منتشر کنم. پرویز کیمیاوی که اتفاقا قرابت اسمی…

وقتی فارسی بلد نیستیم

سکانس اول: چند روز قبل که مطابق عادت این سال ها ،فرصتی دست داد تا دم غروب مشغول پرسه زدن در خیابان ها و کوچه باغ های این شهر بشم…

آدما عوض میشن

دیشب واسه بار چهارم یا پنجم سینما پارادیزو رو دیدم. قدیما وقتی خسته بودم ، حالم از سینما بهم می خورد و بی انگیزه بودم ، سینما پارادیزو می دیدم…

سینمای میرکریمی

همون سال هایی که تازه تب سینمای فرهادی داغ شده بود ، حداقل تلویحا در جواب به اون سینما میرکریمی فیلم "یه حبه قند " رو می سازه. این رو…

انجیر

دقت کردید انگار بعضی وقتا خوراکی ها مزه های متفاوتی دارن مثلا خرمایی که تووی مراسم فوت عزیزی به آدم می دن ، انگار اصلا شیرین نیست. یا برعکس خوراکی…

logo

قصه‌ها از بودن آغاز می‌شوند.
بودن آدم‌ها، بودن چیزها.

اما زندگی واقعی بیشتر از آنکه قصهٔ بودن‌ها باشد،
قصهٔ نبودن‌هاست.

«یکی نبود»
روایتی است از این گوشهٔ خاورمیانه.