ESC را فشار دهید تا بسته شود

خداحافظی از تدکس

تقریبا فک کنم
سه سال پیش ، یه همچین روزایی بود که واسه حضور تو رویداد تدکس تهران داوطلب شدم.
تو این مدت در سه رویداد شرکت کردم که البته با اختلاف شیرین ترینش ، همون سال اولی
بود. یادمه اون موقع تازه داشتم کار کردن تو فضای مستند رو تجربه می کردم (البته
هنوزم مشغول همین کارم) و واقعا ساخت فیلمی که اون رو تو تالار وحدت نشون بدن ،
برام جذاب و هیجان انگیز بود.

اون سال ،تدکس
تهران پروژه ای داشت تحت عنوان سیتیزن ایکس و شهروند نمونه ی تهران رو انتخاب می
کرد ( پارسال آقای سلیمانی، مدیرعامل کاله انتخاب شده بود) و من ، قرار شد فیلم
مستندی درباره ی شهروندان نمونه ی تهران در سال ۲۰۱۶ ، یعنی رفتگران زحمتکش شهرداری
بسازم.

سر این پروژه خیلی
جاها رفتم و با زندگی رفتگرای بخش های شمالی تهران تا اندازه ای آشنا شدم.

 یادگرفتم
که فیلمساز سرشو میندازه پایین و فیلمشو میسازه ، کار نداره کی چی میگه!

یادگرفتم فیلمساز
باید حرف خودش رو به کرسی بنشونه ، وگرنه ، بقیه به کرسی می نشوننت!

خلاصه علی رقم اینکه
زحمت زیادی سر این فیلم کشیدم ، اما به دلیل کم تجربگی خودم و خوش قولی و لطف بی
حد تدوینگر، کار پخش شده در رویداد با محصول مورد نظر من ، زمین تا زیرزمین فاصله
داشت

(در
همین حد بگم که فیلمی که تدوینگر با حجم کم داخل تلگرام برای چک کردن من فرستاده
بود روی اون پرده ی عریض و طویل پخش شد!)

هرچند که کار
دوباره تدوین شد و اثر جدید رو قرار بود دوباره منتشر کنن ( نمی دونم اینکار انجام شد یا نه) اما همیشه حسرت می
خورم که ایکاش فیلم بهتری خروجی این تلاش می شد.

بعد از ۲۰۱۶ ،
۲۰۱۷ تو تیم اجرایی بودم 

 سال ۲۰۱۸ ، دایرکتور مدیای تدکس جوانان تهران که البته
، اون خودش داستان جداییه که به اندازه ی یه مثنوی هفتاد من ، غر داره! 

گالری سام سنتر ، ساعاتی قبل از آغاز رویداد تدکس جوانان تهران

علی الحساب حداقل متنایی که واسه وبلاگ تدکس جوانان نوشتم رو بخونید ، ثواب داره بخدا
، متنا اصن دیده نشده ، کلی زحمت کشیدم سرشون

القصه ، امروز
که روز استعفاست و آخرین روزیه که من جزو تیم تدکس تهران هستم رو سعی کردم با یه
کار  جالب و مثبت تموم کنم.

آیا شده که ته
برنامه احساس کنید کار شما یه نفر یا نفراتی رو اذیت کرده و احتمالا خاطره ی بدی
از این آدم ها و از این رویداد تو ذهنش موندگار شده؟

اگه اینطوره ،
پس حتما به شما هم توصیه می کنم تا دیر نشده ، بجنبید و از دلش دربیارید.


پ.ن: ولی هنوز هم ، شیرینی تجربه ی حضور در تدکس تهران ۲۰۱۴  رو با هیچکدوم از اینا عوض نمی کنم. اصن شیرینی همون روز باعث شد من برای کار در تدکس داوطلب بشم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *