در رساله ی دلگشای عبید زاکانی آمده است که : شخصی خری گم کرده بود…
قصهها از بودن آغاز میشوند.بودن آدمها، بودن چیزها.اما زندگی واقعی بیشتر از آنکه قصهٔ بودنها باشد،قصهٔ نبودنهاست.«یکی نبود»روایتی است از این گوشهٔ خاورمیانه.