چراغ رو که بستم یهو همه جا تاریک شد تاریکه تاریکه تاریک …
میتونی ببینی میتونی لرزیدن صداش رو وقتی حرف میزنه ببینی میتونی بشنوی میتونی ترس رو…
قصهها از بودن آغاز میشوند.بودن آدمها، بودن چیزها.اما زندگی واقعی بیشتر از آنکه قصهٔ بودنها باشد،قصهٔ نبودنهاست.«یکی نبود»روایتی است از این گوشهٔ خاورمیانه.