ESC را فشار دهید تا بسته شود

بعد از سفر

راستش اومدم از داستان سفر اخیرم بگم.

از داستان کاری که خیلی سال بود میخواستم انجامش
بدم و بلاخره ، اخیرا به  بهترین شکل ممکن
انجام شد.

ولی راستش دیدم انگار خیلی دل و دماغ نوشتن
ندارم.

اصن شاید نوشتن همچین داستان هایی خیلی هم درست
نباشه.

پس واسه اینکه کسی رو دست خالی روونه نکنم ، یه
آهنگ میزارم براتون.

راستش تو سفر ، یه آدم عجیب ،یه جای حیرت آور یه
موسیقی  بینظیر پلی کرد که هنوز نتونستم
فراموشش کنم. ولی هرکاری کردم دیگه نتونستم پیداش کنم. ( مالکوف ، روسترو و
remembranze تنها چیزایی
بودن که از عنوان آلبوم ، خواننده و اسمش یادم مونده ، شاید شما بتونید تو پیدا
کردنش بهم کمک کنید.  
(
عوضش یه آهنگی پیدا کردم که تقریبا همون احساس
رو برام زنده می کنه ،پس اون رو براتون اینجا گذاشتم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *