
این چند روزه که حسابی مشغول دیدن فیلم های مستند
بودم ، با چهره ای جدید و جذابی آشنا شدم که هرچند پیش از این او را به عنوان مجری
برنامه ی نمایش هفتگی مرکز گسترش می شناختم ، اما هرگز به عمق نگاه و فعالیت های
او پی نبرده بودم.
ناصر صفاریان ، دوستی ای قدیمی هم با روبرت صافاریان دارد ( خودم تا
قبل از این چند روزه خیلی وقتا این دو عزیز رو با هم اشتباه می گرفتم ، البته ،
الان هم خیلی مطمئن نیستم موفق شده باشم) و احتمالا برای فعالان حوزه ی سینما و
علی الخصوص مستند ، هر دو اسامی شناخته شده ای هستند.
اما همان طور که از اسم این پست مشخص است ، در
این پست قصد دارم از ناصرصفاریان برایتان بگویم. ( هرچند عجالتا روبرت صافاریان را
از این طریق می توانید دنبال کنید)

جرقه ی شناخت جدید من از ناصر صفاریان هم برمی
گردد به گشتن من برای فیلم های مستند ایرانی که از موسیقی ساخته شده است. “شب شیدایی ” فیلم قابل احترامی
است که با محور قرار دادن مصاحبه با افراد صاحب نام و استفاده از اطلاعات
آرشیوی ، نگاهی گذرا به تاریخ موسیقی پاپ ایران دارد. هرچند که به شخصه دیدن این مستند را به همه
توصیه می کنم وبنظرم تلاشی است در خور ستایش ، اما نمی توانم از مشکلاتی که به عنوان
یک مخاطب فیلم های مستند در این فیلم می بینم عبور کنم. هرچند که داستان طبق منطق
زمانی ساختارمندی جلو می رود ( راستش چند روز پیش فیلمو دیدم ، امیدوارم درست تو
خاطرم مونده باشه) اما از شلختگی رنج می برد و بعضی وقت ها پشت سرهم گذاشتن برخی
مصاحبه ها ، مکانیکی از آب درآمده. دلیل دیگری که باعث بروز شلختگی در فیلم شده ، افراد
متعددی است که با کارشناسان مصاحبه می کنند و هر مصاحبه ، به نحو متفاوتی
فیلمبرداری شده و خیلی یک دست نیست.
یکی دیگر از مهمترین نکاتی که درباره ی این فیلم
می توانم اشاره کنم ، فضای سیاسی پایان فیلم است. شاید اگر کارگردان خلاقیت بیشتری
به خرج می داد و حتی همین اعتراض سیاسی را در لایه های زیرین تری انجام می داد
، نتیجه دلپذیر تر بود.
احتمالا از همین راش ها ، فیلم دیگری هم ساخته
شده به نام خاطره های خط خطی که درباره ی
ترانه های ضد عاشقانه است و هرچند که من بهره بردن از باران کوثری با آن نماها را
خلاقانه می دانم ، اما این خلاقیت را به شکل درست و درمونی نمی بینم و اصلا خیلی
مفهوم نبود واقعا؟!
اما فارغ از تمامی این مسائل ، در حد فهم و دانش
من ، ناصر صفاریان یکی از آدم های واقعا باسواد و صاحب اندیشه است و کار ستودنی او
در نوشتن و آرشیو یادداشت هایش را ، خدمتی بزرگ می دانم به تاریخ
او با اینکار ، اوضاع هر روزه ی ایران از منظر
خود را ثبت و ضبط کرده
حتما و اکیدا خواندن نوشته های ناصر صفاریان را
توصیه می کنم.

هرچند که تا به حال افتخار دیدار و مصاحبت با او
را نداشته ام ، اما از نوشته هایش مطمئنم که آدم وابسته ای نیست و نون بازوی خودش
را می خورد.
دیدگاهتان را بنویسید